تبلیغات
You And I...Hand To Hand - مطالب bada
سلام سلام

باورتون میشه بالاخره قسمت آخر

من خودم که نوشتم کلی تو شک بودم

اولین داستان طولانی ای هست که تموم میکنم آخه

یکم بههم جویدمش ولی بالاخره تموم شد

هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااا


last part.png


ادامه مطلب

طبقه بندی: My Lovely Life،

تاریخ : چهارشنبه 23 بهمن 1392 | 03:56 ب.ظ | نویسنده : bada | نظرات

my lovely life part 40.png


ادامه مطلب

طبقه بندی: My Lovely Life،

تاریخ : چهارشنبه 23 بهمن 1392 | 03:54 ب.ظ | نویسنده : bada | نظرات
سلــــــام




ادامه مطلب

طبقه بندی: My Lovely Life،

تاریخ : چهارشنبه 27 آذر 1392 | 02:56 ب.ظ | نویسنده : bada | نظرات
سلام سلام سلام

اینقدر که گفتم باید بدونین چرا دیر اومدم دیگه
به علاوه ی اینکه کلی امتحانم داریم
میان

ادامه مطلب

طبقه بندی: My Lovely Life،

تاریخ : چهارشنبه 27 آذر 1392 | 02:55 ب.ظ | نویسنده : bada | نظرات
سلام
بالاخره بعد کلی تاخیر خدمت رسیدیم
نمیدونم چرا تموم نمیشه
دیگه حوصلم و داره سر میبره
در هرصورت ببخشید


ادامه مطلب

طبقه بندی: My Lovely Life،

تاریخ : جمعه 24 آبان 1392 | 11:50 ق.ظ | نویسنده : bada | نظرات
سلام
میانههههههههههههههههههههههههه
باور کنین من اگه بتونم بزارم حتی یک روزم تاخیر نمیکنم
چیکار کنم دیگه
مشکل روانی داره
باور کنین اینقدر غصه خوردمممممممممممممممممممممم
حتی گوشی آبجیم هم نبود که بتونم خبر بدم
اصلا یک وضعی بووووووووووووووووووووووووووود
الانم فکر کنم شک بهش وارد شده درست شده
ببخشید دیگهههههههههههههههههههههههههههه
گریهههههههههههههههههههههههههه
خیلی بدین چرا نمیبخشین
دیگه باهاتون قهرم







ادامه مطلب

طبقه بندی: My Lovely Life،

تاریخ : شنبه 4 آبان 1392 | 02:36 ب.ظ | نویسنده : bada | نظرات
سلام
بعد مدت ها دارم این داستان و میزارم اما خوب کم گذاشتم
ببخشید دیگه خواهشا
قبلش داشتم اون داشتان و مینوشتم و از الان شیش ساعته که پای کامپیوترم و چشمام دارن از حدقه بیرون میزنن
اگه تونستم ادامش و فردا میزارم



ادامه مطلب

طبقه بندی: the purity of an angel،

تاریخ : پنجشنبه 4 مهر 1392 | 06:20 ب.ظ | نویسنده : bada | نظرات
سلااااااااااااااااااااااااااام
بعد مدت ها بالاخره گذاشتم
حرف زیادی ندارم
فقط آغاز سال تحصلی مبارککککککککک

آهان ویرایش هم نکردم
شما به بزرگی خودتون ببخشید دیگخ





ادامه مطلب

طبقه بندی: My Lovely Life،

تاریخ : پنجشنبه 4 مهر 1392 | 03:22 ب.ظ | نویسنده : bada | نظرات
سلااااااااااااام
نمیدونم چرا یکهویی درست شد گفتم بفرستم
دیگه ببخشید که تو روز خودم نیست دیگه آخه بعد از ظهر میخوایم بریم
بپرین ادامه





ادامه مطلب

طبقه بندی: the purity of an angel،

تاریخ : چهارشنبه 20 شهریور 1392 | 12:51 ب.ظ | نویسنده : bada | بی نظر نری هاااا
سلام



ادامه مطلب

طبقه بندی: My Lovely Life،

تاریخ : یکشنبه 10 شهریور 1392 | 04:03 ب.ظ | نویسنده : bada | نظرات
سلااااااااااااااااااام
واقعا معذرت میخوام
چند وقته نمیدونم چرا خیلی بی حوصله شدم
نه حس خوندن داشتم و نه نوشتن
فقط نقاشی میکشیدم
وقتی هم میخواستم بزارم بی نت بودم
دوباره معذرتتتتتتتتتتتتتتتتت




ادامه مطلب

طبقه بندی: the purity of an angel،

تاریخ : یکشنبه 10 شهریور 1392 | 01:23 ب.ظ | نویسنده : bada | نظرات
سلام سلام
ببخشید دیگه واقعا نتونستم بیام
تو این روزا پشت سر هم اوی میدی ترم داشتم بعد کوئیز و بعدم فاینال
پشت سر هم
خوب دیگه در هر صورت میا
بپرین ادامه




ادامه مطلب

طبقه بندی: the purity of an angel،

تاریخ : پنجشنبه 31 مرداد 1392 | 03:03 ب.ظ | نویسنده : bada | نظرات
سلام
این قسمت فهمیده میشه که من چرا این داستان و نوشتم
چیزی نمیگم فقط بپرید ادامه


ادامه مطلب

طبقه بندی: My Lovely Life،

تاریخ : سه شنبه 29 مرداد 1392 | 02:34 ب.ظ | نویسنده : bada | نظرات
 سلام




*come in*

طبقه بندی: My Lovely Life،

تاریخ : یکشنبه 20 مرداد 1392 | 05:48 ب.ظ | نویسنده : bada | نظرات

سلام
دیر گذاشتم اما زیاد گذاشتم
بپرین ادامه






ادامه مطلب

طبقه بندی: the purity of an angel،

تاریخ : پنجشنبه 17 مرداد 1392 | 03:34 ب.ظ | نویسنده : bada | نظرات

سلاممممممم
بابت تاخیر بسیار معذرت میخوامم
نشد دیگه بزارم


هرکی به پوسترم بخنده فاتحش خوندست
ادامه مطلب

طبقه بندی: My Lovely Life،

تاریخ : پنجشنبه 17 مرداد 1392 | 11:47 ق.ظ | نویسنده : bada | نظرات

سلام دوستان
من اومدم با یک داستان جدید
توی اردیبهشت شروعش کردم و خواستم وقتی تموم شد بزارمش ولی الان میزارم
7 قسمت آماده ازش دارم و تعداد کل قسمتاش هم نمیدونم چقدره

تیزرداستان به پاکی یک فرشته:

شما خوشکلترین راهبه ای هستید که تاحالا دیدم...حالا من یک راهبه ی رسمی هستم...من مواظب خودم هستم مادر...لحظه ای بعد شیشه های جلوی آتیش با صدای مهیبی شکست...یکی از افراد کشته شده یک راهبه بوده است...دخترم هنوز نمرده...کجا میری کوچولو...زور زدن هاش در برابر قدرت اون ابلیس هیچ به حساب میومد...از دست یک گرگ گرسنه...نمیتونی از چنگ من فرار کنی...اشک هام روی گونه هام سرازیر شدن..چرا چرا...من دیگه اون های مین پاک قبلی نیستم..حالا حتم داشتم که اون فرشته ی نجاتمه...






بفرمایید ادامه برای معرفی شخصیت ها و قسمت اول



ادامه مطلب

طبقه بندی: the purity of an angel،

تاریخ : پنجشنبه 10 مرداد 1392 | 04:42 ب.ظ | نویسنده : bada | قسمت بعد و نمیخوای؟؟
 سلام سلام
و بالاخره رسیدیم به قسمت آخر
حرف زیادی ندارم
فقط اگه کسایی بودن که تا الان میخوندن اما نظر نمیدادن این قسمت آخری رو نامردی نکنن
اگه هم که نمیتونن که دیگه هیچی
خوب بفرمایین ادامههههههه




ادامه مطلب

طبقه بندی: Short Stories،

تاریخ : سه شنبه 8 مرداد 1392 | 12:03 ب.ظ | نویسنده : bada | نظرات
سلام
داداشم برای کامپیوتر رمز گذاشته بود برای همین نتونستم بیام
دیدین بی دلیل نیست

بپرین ادامههههههه






ادامه مطلب

طبقه بندی: My Lovely Life،

تاریخ : سه شنبه 8 مرداد 1392 | 11:11 ق.ظ | نویسنده : bada | نظرات

سلام

خوب اینم از این قسمت

دیروز واقعا نتونستم بزارم

اون یکی رو هم یکشنبه میزارم

بپرین ادامهههههههههههههه



ادامه مطلب

طبقه بندی: Short Stories،

تاریخ : جمعه 4 مرداد 1392 | 11:51 ق.ظ | نویسنده : bada | نظرات

سلام سلام

من چقدر زود زود میزارم نه؟؟

هههههههه

بپرین ادامهههههههه

 



ادامه مطلب

طبقه بندی: My Lovely Life،

تاریخ : سه شنبه 1 مرداد 1392 | 01:18 ب.ظ | نویسنده : bada | نظرات

سلام

این دفعه باور کنین حس تایپ کردن بود

اما از دستی نصفش کردم

حالا بدوین ادامه



ادامه مطلب

طبقه بندی: Short Stories،

تاریخ : سه شنبه 1 مرداد 1392 | 11:21 ق.ظ | نویسنده : bada | نظرات

سلام

بی هیچ حرفی بپرین ادامهههههههه

 

 

 

 




ادامه مطلب

طبقه بندی: My Lovely Life،

تاریخ : یکشنبه 30 تیر 1392 | 01:00 ب.ظ | نویسنده : bada | نظرات
سلام

بپرین ادامههههه



ادامه مطلب

طبقه بندی: Short Stories،

تاریخ : پنجشنبه 27 تیر 1392 | 03:45 ب.ظ | نویسنده : bada | نظرات

سلاااااااااااااااااااااام

من خودم شخصا این قسمت و میدوستم

این قسمت دقیقا آخرای زمستون بود که نوشتمش

ولی الان میزارمش دیگه

این پوستر و خیلی وقت پیش درستش کردم

حس دوباره درست کردن نبود

خوب دیگه بروید ادامههههههههههههه


ادامه مطلب

طبقه بندی: My Lovely Life،

تاریخ : پنجشنبه 27 تیر 1392 | 12:22 ب.ظ | نویسنده : bada | نظر میخوام:(

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2